close
تبلیغات در اینترنت
تدریس خصوصی در تهران - 13

تدریس خصوصی در تهران

banner
جستجوگر پیشرفته



تدریس خصوصی در تهران

مدرس خوب : تخصصی ترین  گروه آموزشی تدریس خصوصی در تهران

 

http://rozup.ir/view/2219627/1.jpg




 





مشاوره
و ثبت نام رایگان در محل کار یا منزل شما!

 
 
 
 
همراه ما باشید و ما را به دوستان خود  معرفی کنید.
 
 
modarese khob on twitter  modarese khob on facebook  modarese khob on facebook

 

تست های احتمالی ریاضیات کنکور 95 بهمراه پاسخ تشریحی

 

حجم فایل : 8.98 مگابایت
پسورد فايل فشرده : www.konkur.in
 

:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 113


نویسنده
نویسنده : اکبری
تاریخ : [یکشنبه 01 مرداد 1391 ] [ 3:46]
تاریخ

 

 

جزوه ریاضی 2 گام اول گزینه دو

گام اول گزینه دو ، ویژه کنکور 95

 

 

شامل فصول : الگو و دنباله – تابع و رسم توابع – مثلثات – آنالیز ترکیبی

 

 

 

پسورد فایل فشرده : www.konkur.in

:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 118


نویسنده
نویسنده : اکبری
تاریخ : [یکشنبه 01 مرداد 1391 ] [ 3:45]
تاریخ

 

درسنامه کامل آموزشی و کنکوری درس ریاضی ۱ فصل ۱ تا ۴

 

این جزوه آموزشی شامل خلاصه نویسی درس ها ، نکات مهم تستی ، آموزش مباحث و تست های چهار گزینه ای مربوط به درس ریاضی اول دبیرستان می باشد که توسط موسسه گزینه ۲ برای طرح گام اول  تهیه شده است.

این فایل را می توانید از لینک زیر دانلود نمایید.

 


دانلود درسنامه مباحث ریاضی اول دبیرستان

لینک دانلودلینک کمکی

(حجم فایل : ۱٫۶ مگابایت)

پسورد فایل: بدون پسورد

 


 

 

دانلود جزوه ریاضی اول دبیرستان مبحث مجموعه ها

 

جزوه ای از استاد عبدالکریم قزل 

 

به همراه درسنامه های جامع آموزشی و تمرین های طبقه بندی شده

 

 

 

شامل موضوعات : مجموعه ها – عضویت یک شی در یک مجموعه – مجموعه تهی – تساوی مجموعه ها – زیر مجموعه – تعداد زیر مجموعه های یک مجموعه – اجتماع و اشتراک مجموعه ها – خواص اشتراک و اجتماع مجموعه ها -تفاضل مجموعه ها – مجموعه های متناهی و نامتناهی

 

 

استاد عبدالکریم قزل 
دبیر رسمی آموزش و پرورش – گرگان

 

حجم فایل : 1 مگابایت
پسورد فايل فشرده : www.konkur.in
منبع : سایت کنکور


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 142


نویسنده
نویسنده : اکبری
تاریخ : [یکشنبه 01 مرداد 1391 ] [ 3:43]
تاریخ

فلسفه ریاضی یا فلسفه ریاضیات ، شاخه‌ای از فلسفه است که به بنیادهای وجودی ریاضیات می‌پردازد. از جمله پرسش‌ هائی که فلسفه ریاضی ، کوشش در پاسخ به آن دارد این‌ها است:

 

  • چرا ریاضی ، در توضیح طبیعت موفق است؟
  • وجود داشتن عدد یا دیگر موجودات ریاضی ، به چه معنا است؟
  • گزاره‌های ریاضی به چه معنائی صحیح‌اند و چرا؟(ناظر بر منطق و استدلال ریاضی) ...
  • بعضی مسائل موجود در دنیای طبیعی را نمیتوان به سادگی حل نمود ولی زمانیکه وارد دنیای ریاضیات میشویم آن مسئله به سادگی حل شده و وقتیکه نتیجه به دنیای طبیعی منتقل میشود کاملأ منطبق بوده به همین دلیل دنیای ریاضیات به سرعت گسترش یافته و در آن دنیاهای دیگری ایجاد شده است. از جمله دنیای جبر - هندسه - معادلات دیفرانسیل - لاپلاس - انتگرال و ... حال کافیست که شما بتوانید این المانهای دنیای طبیعی را به دنیای ریاضیات وارد نموده و بلعکس نتیجه را به دنیای طبیعی باز گردانید که این عمل معمولأ توسط علم فیزیک انجام میگردد.

     

    در آغاز قرن بیستم سه مکتب فلسفه ریاضی برای پاسخ‌گوئی به این‌گونه پرسش‌ها به وجود آمد. این سه مکتب به نام‌های شهودگرایی و منطق‌گرایی و صورت‌گرایی معروف‌اند.

     

     منابع

    • ریاضیات چیست؟ نوشته هربرت الیس رابینز، ترجمه سیامک کاظمی، نشر نی، ۱۳۸۶، تهران.

    • Thinking about Mathematics: The Philosophy of Mathematics by Stewart Shapiro, Oxford University Press, 2000

     

     


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 154


نویسنده
نویسنده : اکبری
تاریخ : [یکشنبه 01 مرداد 1391 ] [ 3:41]
تاریخ

دکتر محمود حسابی چهره برجسته علم و فرهنگ معاصر و بنیانگذار فیزیک نوین ایران در سال ۱۲۸۱ ه.ش. در تهران متولد شد و پس از مهاجرت به بیروت تحصیلات ابتدایی را با تنگدستی و مرارتهای غربت آغاز کرد. در منزل نیز قرآن کریم- گلستان و بوستان و..... را نزد مادر فرا گرفت. وی در چند رشته ورزشی به ویژه شنا نیز مهارت یافت...مرحوم حسابی در بیروت موفق به کسب لیسانس ادبیات- مهندسی راه و ساختمان- دانشنامه بیولوژی (زیست شناسی) گردید. سپس به فرانسه رفت و بعد از اخذ مدرک مهندسی برق و مهندسی معدن با درجه دکترای فیزیک از دانشگاه سوربن پاریس به ایران بازگشت. وی به چهار زبان فرانسه- انگلیسی- آلمانی و عربی تسلط کامل داشت و با برخی زبانها دیگر نیز آشنا بود. دکتر حسابی تلاش وافری در تاسیس مراکز علمی داشت که برجسته ترین آنها تاسیس دانشگاه تهران در زمان ۱۳۱۳ بود. تاکنون ۲۳ مقاله- رساله و کتاب از ایشان چاپ شده است که در برگیرنده زمینه های مخلتف به ویژه فیزیک مدرن میباشد.

تئوری ((بینهایت بودن ذرات)) این دانشمند ایرانی در میان فیزیکدانان جهان شناخته شده است و بزرگترین نشان علمی کشور فرانسه به همین مناسبت به اهداء شد.

پروفسور محمود حسابی در دوازدهم شهریور ماه ۱۳۷۱ پس از یک عمر تلاش و تحقیق علمی دار فانی را وداع گفت و به رحمت ایزدی پیوست.

 

 


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 173


نویسنده
نویسنده : اکبری
تاریخ : [یکشنبه 01 مرداد 1391 ] [ 3:39]
تاریخ

سرزمین كهن ایران كه از هزاران سال پیش نهال فرهنگ و تمدن را در خود بارور ساخته است سهم بسزایی در رشد و تحول انسان داشته است.
تاریخ تمدن بیانگر نقش ارزنده ایرانیان در علوم و فنون است. این سرزمین نه فقط جنگاوران و جهانگیران را در خود جای داده است، بلكه اندیشه ورزان و خردمندانی بس بزرگ از آن برخاسته اند. پس از آن كه حكومتهای عظیم و قدرتمند تشكیل شدند، می‌بایست توجه بیشتری به فرهنگ، علم و ادب می‌شد و در این راه، ایرانی آن قدر گشاده دل و آزاد اندیش بود تا تفكرات متفاوت و حتی متناقض را در خود جای دهد، در طول قرنها حافظ فرهنگ و تمدنهای مختلف و خود نیز پایه ریز فرهنگ والایی بود كه نه تنها بر فرهنگ و تمدن عظیم اسلامی ‌نفوذ و تاثیر ویژه ای داشت، بلكه بر ملل و اقوام دیگر نیز اثرات پاینده و ارزنده ای باقی گذاشته است. 

جندی‌ شاپور (یا گندی‌ شاپور) به‌ طوری‌ كه‌ صاحب‌ «مجمل‌ التواریخ‌ » نوشته‌ «به‌ از اندیوشاپور» است‌؛ یعنی‌ شهر شاپور كه‌ بهتر از «انطاكیه» است‌. چه‌ گویند كه‌ «اندیو» در زبان‌ پهلوی‌ به‌ معنی‌ «انطاكیه‌» است‌...

شهر «جندی‌ شاپور» را شاپور اوّل‌ ساسانی‌ (241-272 م‌) به‌ هم‌ چشمی ‌«انطاكیه‌» كه‌ از بلاد رومی ‌محسوب‌ می‌شد، در اهواز ساخت‌. بعداً انوشیروان‌ (531-579 م‌) كه‌ خود پادشاهی‌ عالم‌ و حكیم‌ بود، در آن‌ شهر مدرسه‌ و بیمارستان‌ عظیم‌ و نامدار «جندی‌ شاپور» را تأسیس‌ كرد كه‌ هم‌ مدرسه‌ و مركز تحصیل‌ طبّ و فلسفه‌ بود، و هم‌ بیمارستان‌ و دارالشّفای‌ مریضانی‌ كه‌ بدان‌ جا رجوع‌ می‌كردند. قسمتی‌ از استادان‌ بزرگش‌ مسیحی‌ نسطوری‌ مذهب‌ بودند كه‌ پس‌ از بسته‌شدن‌ مدارس‌ فلسفی‌ یونانی‌ به‌ فرمان‌ امپراطور روم‌، از «رُها» و دیگر مراكز علمی‌ و فلسفی‌ گریخته‌ بودند. انوشیروان‌ از وجود آنها برای‌ تأسیس‌ مدرسه‌ی‌ جندی‌ شاپور استفاده‌ كرد و به‌ علاوه‌ جمعی‌ از مسیحیان‌ یعقوبی‌ مذهب‌ را نیز در آن‌ مدرسه‌ به‌ كار واداشت‌. 
توضیحاً این‌ استادان‌ كه‌ اشاره‌ كردیم‌، در حقیقت‌ همه‌ ایرانی‌ شده‌ بودند. تا آخر هم‌ داخل‌ حوزه‌ی‌ اسلام‌ باقی‌ ماندند و این‌ دسته‌ از آن‌ هفت‌ تن‌ از فلاسفه‌ی‌ نوافلاطونی‌ و علمای‌ بزرگ‌ ریاضی‌ و فنون‌ عقلی‌ بودند كه‌ در اثر فشار و سخت‌گیریهای‌ امپرطور روم‌ در سال‌ 529 م‌. به‌ ایران‌ گریختند و به‌ دربار انوشیروان‌ پناهنده‌ شدند و انوشیروان‌ هم‌ مقدم‌ ایشان‌ را گرامی ‌داشت‌ و آنها را در كاخ‌ سلطنتی‌ خود جای‌ داد و مهمانداران‌ و مستخدمان‌ خوب‌ آبرومند برای‌ پذیرایی‌ ایشان‌ برگماشت‌ و پس‌ از چندی‌ كه‌ با حرمت‌ مهمان‌ ایران‌ بودند، به‌ تشویق‌ و اشارت‌ انوشیروان‌ بعضی‌ تألیفات‌ و كارهای‌ علمی ‌هم‌ اینجا انجام‌ دادند و به‌ وطن‌ خود بازگشتند. 

دانشگاه جندی شاپور از مهمترین مراكز آموزشی و تحقیقی دنیای آن زمان بود كه تعداد زیادی دانشمند و پزشك در آن مشغول به تدریس، تحصیل و طبابت بودند. در این مركز علاوه بر كتب تالیف شده دانشمندان ایرانی بسیاری از كتابهای یونانی و هندی را به پهلوی ترجمه كرده و آن ها را تعلیم می‌دادند. با مطالعه و بررسی این دانشگاه می‌توان به قدمت تعلیم و تعلم رسمی ‌در ایران پی برد. 
در زمان انوشیروان عده ای از فلاسفه یونان، كه بعد از تعطیلی آكادمی‌ آتن به دلیل تعصب امپراطوری روم به ایران پناهنده شدند، مورد حمایت این پادشاه قرارگرفتند. آنان در دانشگاه جندی شاپور به تدریس مشغول شدند. انوشیروان حتی عده ای را به هندوستان فرستاد تا به فراگیری علوم بپردازد. طب یونان در مدرسه جندی شاپور رواج یافت. فلسفه ارسطو و افلاطون در زمان انوشیروان به فارسی ترجمه شد. برزویه طبیب نیز در زمان انوشیروان به هند رفت و با تنی چند از دانشمندان و كتب هند به ایران بازگشت. 
مدرسه جندی شاپور در علم كیمیا (شیمی)، زیست شناسی و علوم پزشكی نقش مهمی ‌داشته است. در این مدرسه آموزش و گفت و گو به زبان سریانی بود. از آنجا كه زبان سریانی نزدیكی زیادی به زبان عربی دارد این امر خود باعث انتقال سریع و ساده تر علوم عهد باستان به دوره اسلامی‌ شد. انوشیروان گذشته از تاسیس دانشكده طب جندی شاپور به تاسیس مدرسه دیگری كه در آن ریاضیات، فلسفه و نجوم تدریس می‌شد در جندی شاپور اقدام كرد. تدریس در این زمینه كاملا به زبان یونانی بود ولی شكی نیست كه عامل زبان فارسی نیز به طور غیرمرئی مخصوصا در رشته داروسازی وجود داشته است. پیوستگی بزرگ میان طب اسلامی ‌و یونانی را باید در پزشكی اواخر دوره ساسانی، به ویژه در مدرسه جندی شاپور جست و جو كرد. 
گفتنی است، به هنگام ظهور اسلام جندی شاپور مهمترین دوران خود را می‌گذرانید. مدرسه مذبور، كه مهمترین مركز پزشكی عصر به شمار می‌رفت، محیطی برای مركز تجمع دانشمندان با ملیتهای گوناگون بود. در این مدرسه دانشمندان سنتهای پزشكی یونانی، هندی و ایرانی رابا هم در آمیخته و زمینه را برای پزشكی اسلامی ‌آماده می‌كردند. درآمیختن مكاتبه مختلف پزشكی از تركیبی خبر می‌داد كه می‌بایست در پزشكی اسلامی‌ آینده انجام پذیرد. 
افتخار ابداع روش درمان بیمارستانی را باید تا اندازه زیادی از آن ایرانیان دانست. یمارستانهای دوره اسلامی ‌اغلب براساس نمونه ها و اصول بیمارستانی جندی شاپور ساخته شده بودند. 
بیمارستانهای معروف عضدالدوله در شیراز و بغداد، بیمارستانهای متاخر دمشق و رفاهی براساس نمونه جندی شاپور بنا گردیده بودند. نخستین فرآورده دارویی اسلامی ‌نیز از این مركز بزرگ پزشكی جهان بوده است. در این میان نقش دانشگاه جندی شاپور را در انتقال علم كیمیا نیز به هیچ وجه نمی‌توان نادیده گرفت. جندی شاپور به هنگام فتوحات اعراب مهمترین مركز پزشكی جهان بوده است. این دانشگاه تا قرنها از مشهورترین دانشگاههای جهان بود. 

عبدا...بن میمون اهوازی منجم، جورجیس پسرجندی شاپوری، دعبل خزایی؛ شاعر شیعه عرب و حارث بن كلده در این دانشگاه تحصیل كرده بودند. اعضای خاندان جورجیس بن بختیشوع ریاست دانشگاه جندی شاپور را برعهده داشتند و در زمان حضور خلیفه عباسی یكی از اعضای این خاندان پزشك دربار خلفا شد. از آنجا كه در ایران در عصر ساسانی میان ایران، هند، یونان و چین مبادلات زیادی انجام می‌گرفت لذا همه آنها در این دانشگاه گرد هم می‌آمدند. ایرانیان، علوم دنیای باستان را متعهدانه به مسلمانان انتقال دادند و نقش بزرگی در برگرداندن آثار پهلوی به عربی داشتند. آنان همیشه در یاضیات و نجوم متبحر بودند و بسیاری از نظریات و متون كه در این زمینه از فارسی به عربی منتقل شده است، ازجمله زیج شهریار كه در زمان یزدگرد سوم تدوین شد، حاصل تلاش ایرانیان است. مترجمانی همچون جرجیس بن بختیشوع، یوحنابن ماسویه، عمربن فرخان ابطری، نوبخت اهوازی، محمدبن فرازی، علی بن زیاد تمیمی ‌و معروفتر از همه عبدا...بن مقفع (برزویه طبیب ) همگی اصل و نسب ایرانی داشته اند. 
در جندی شاپور علاوه بر دانشگاه، بیمارستانی نیز تاسیس شد. این شهر بعد از تصرف شوشتر به تسخیر اعراب مسلمان درآمد كه دانشگاه آن تا قرن سوم هجری بر جای مانده بود. جندی شاپور در قرون اول اسلامی ‌پناهگاه معارف و علوم عقلی به شمار می‌آمد و در آنجا نه فقط معارف یونانی، بلكه علوم هندی نیز تدریس می‌شد. پزشكان ترسایی كه از جندی شاپور به بغداد می‌آمدند، گذشته از اشتغال به طبابت كتابهای مهم طبی را نیز از یونانی یا سریانی به عربی ترجمه می‌كردند. علوم پزشكی و زیست شناسی به وجود مدرسه جندی شاپور كه در آنها سنتهای طب بقراطی و جالینوسی حفظ می‌شد، وابستگی دارند و به دلیل این كه در زمان خلافت عباسیان بسیاری از اطبا و دانشمندان به سوی مركز خلافت و بیمارستان بغداد شتافتند، این مدرسه رفته رفته از بین رفت. 
بعدها تمام مدرسه جندی شاپور به بغداد انتقال یافت كه بدین ترتیب طب اسلامی ‌از آن زمان آغازشد. در دوران خلافت عباسیان بزرگترین اطبای عالم اسلامی ‌ایرانیان بوده اند. مامون، خلیفه مشهور عباسی نیز بیت الحكمه را در بغداد به تقلید از جندی شاپورساخت. 

فلاسفه‌ی‌ یونانی‌ كه‌ به‌ دربار انوشیروان‌ پناهنده‌ شدند: 
اسامی ‌هفت‌ تن‌ فلاسفه‌ و علمای‌ یونانی‌ كه‌ به‌ دربار انوشیروان‌ پناهنده‌ شدند در سنه‌ی‌ 529 میلادی‌: 
دمسقیوس‌ سوری‌ 
سنبلیقیوس‌ كیلیایی‌ 
یولامیوس‌ فروكی‌ 
پریسكیانوس‌ لیدی‌ 
دیوجانس‌ (= دیوژن‌) فینقی‌ 
ایسیدوروس‌ غزی‌ 
هرمیاس‌ فنیقی‌ 

استادان‌ مدرسه‌ و بیمارستان‌ جندی‌ شاپور (عهد ساسانی‌) 
اساتید و رؤسای‌ دانشگاه‌ و بیمارستان‌ جندی‌ شاپور مركب‌ بودند از سه‌ دسته‌: یكی‌ مسیحی‌ مذهبان‌ سریانی‌ كه‌ ساكن‌ و تبعه‌ی‌ ایران‌ و در حقیقت‌ ایرانی‌ شده‌ بودند و این‌ دسته‌ اكثریت‌ داشتند؛ دوم‌ ایرانیان‌ نژاده‌ كه‌ زبان‌ پهلوی‌ و مذهب‌ ایرانی‌ داشتند؛ سوم‌ علمای‌ هندی‌ كه‌ مثل‌ سریانیها داخل‌ ایران‌ شده‌ بودند و این‌ دسته‌ نسبت‌ به‌ دو دسته‌ی‌ اوّل‌ در اقلیت‌ بودند. اگر چه‌ از حیث‌ حقوق‌ و مزایا و احترامات‌ رسمی ‌هیچ‌ تفاوت‌ مابین‌ طبقات‌ نبود و اگر تفاوتی‌ مابین‌ اشخاص‌ وجود داشت‌، همانا تفاوت‌ سنّی‌ و علمی ‌بود. 
اساتید علمی ‌و طبّی‌ جندی‌ شاپور هر كدام‌ كه‌ پس‌ از انقراض‌ دولت‌ ساسانی‌ و تشكیل‌ دولت‌ اسلام‌ باقی‌ بودند عموماً داخل‌ حوزه‌ی‌ اسلام‌ شدند و چه‌ از طریق‌ تعلیم‌ و ترجمه‌ی‌ كتب‌ علمی ‌و چه‌ از طریق‌ طبابت‌ و عمل‌ پزشكی‌ در خدمت‌ خلفا و وزراء و اعیان‌ اسلامی‌خدمت‌ می‌كردند چنان‌ كه‌ بعداً در ضمن‌ اسامی ‌آنها اشاره‌ خواهیم‌ كرد. 

استادان‌ جندی‌ شاپور در دوران‌ اسلامی‌
بالجمله‌ آنچه‌ از اسامی ‌اساتید و رؤسای‌ مدرسه‌ و بیمارستان‌ جندی‌ شاپور در كتب‌ اسلامی‌ باقی‌ مانده‌ و اطّلاع‌ آن‌ به‌ ما رسیده‌، بدین‌ قرار است‌: 
الف - خاندان‌ بختیشوع‌ (كلمه‌ی‌ (بُخت‌) بضمّ اوّل‌ به‌ معنی‌ «نجات‌ داد» و «آزاد كرد» است‌. پس‌ بختیشوع‌ به‌ معنی‌ كسی‌ است‌ كه‌ او را عیسی‌ مسیح‌ نجات‌ داده‌ است‌). از سریانیهای‌ مسیحی‌ مذهب‌ بودند كه‌ تا چند پشت‌ در جندی‌ شاپور به‌ دولت‌ اسلام‌ خدمت‌ كردند. اسامی‌ ده‌ یازده‌ تن‌ از معارف‌ این‌ خانواده‌ در كتب‌ و مآخذ اسلامی ‌ثبت‌ شده‌ است‌؛ از آن‌ جمله‌ برجیس‌ بن‌ بختیشوع‌ جندی‌ شاپور است‌ كه‌ از رؤسای‌ بیمارستان‌ جندی‌ شاپور بود و پس‌ از آنكه‌ دولت‌ ساسانی‌ منقرض‌ شد و اوضاع‌ جندی‌ شاپور به‌ هم‌ خورد، در حوزه‌ی‌ اسلامی‌ طبیب‌ مخصوص‌ منصور خلیفه‌ی‌ دوم‌ عباسی‌ (136-158) گردید.

بختیشوع‌ بن‌ جرجیس‌ جندی‌ شاپوری‌ طبیب‌ رسمی ‌هارون‌الرشید عبّاسی‌ بود (170-193) و نواده‌ی‌ او بختیشوع‌ بن‌ جبرئیل‌ بن‌ بختیشوع‌ بن‌ جرجیس‌ متوّفی‌ 256 ق‌.، در اواخر عمر مأمون‌ عبّاسی‌ (198-218 ه) از اطبّاء مخصوص‌ او بود. ظاهراً بعد از مأمون‌ نیز داخل‌ خدمت‌ طبابت‌ خلفای‌ بعد از او - معتصم‌ و واثق‌ و متوكّل‌ عباسی‌ - شد و همچنان‌ در منصب‌ طبابت‌ و حكیم‌باشی‌ گری‌ روزگار گذاشت‌ تا به‌ سال‌ 256 قمری‌ كه‌ مصادف‌ زمان‌ معتمد علی‌ اللّه‌ عبّاسی‌ (256-279) یا محمدمهتدی‌ باللّه‌ (255-256) بود، وفات‌ یافت‌. وی‌ پسری‌ هم‌ به‌ نام‌ جبرئیل‌ بن‌ بختیشوع‌ داشت‌ كه‌ مانند پدرش‌ در كار طّب‌ و طبابت‌ بود و كتاب‌ تذكره‌ی‌ طبّ را پدرش‌ برای‌ او تألیف‌ كرد. بختیشوع‌ بن‌ یوحنّا (=یحیی‌) كه‌ بختیشوع‌ چهارم‌ از آن‌ خاندان‌ بوده‌ است‌، طبیب‌ مخصوص‌ المقتدر باللّه‌ عباسی‌ (295-320) بود.

ب - خاندان‌ حنین‌ بن‌ اسحاق‌ عبادی‌، از مسیحی‌ مذهبان‌ حیره‌ كه‌ هم‌ شغل‌ طبابت‌ داشتند و هم‌ كتب‌ علمی ‌را از یونانی‌ و سریانی‌ به‌ عربی‌ ترجمه‌ می‌كردند. این‌ خاندان‌ نیز در ابتدا جزو اساتید و پزشكان‌ رسمی‌جندی‌ شاپور بودند و بعداً در حوزه‌ی‌ اسلام‌ و خدمت‌ بزرگان‌ اسلامی ‌داخل‌ شدند. ابوزید حنین‌ بن‌ اسحاق‌ عبادی‌ از فضلای‌ اطبّا بود كه‌ در سه‌ زبان‌ یونانی‌ و سریانی‌ و عربی‌ دست‌ داشت‌ و كتب‌ علمی‌را از یونانی‌ و سریانی‌ به‌ عربی‌ نقل‌ می‌كرد و بیشتر تراجم‌ و كارهای‌ علمی ‌او برای‌ بنی‌موسی‌ خوارزمی ‌و به‌ تشویق‌ و نفقه‌ی‌ آن‌ خانواده‌ی‌ كه‌ از ایرانیان‌ اصیل‌ نژاده‌ و عموماً اهل‌ دانش‌ و فضل‌ بودند انجام‌ گرفت‌. وفاتش‌ در ماه‌ صفر 260 ه .ق‌ واقع‌ شد. حنین‌ بن‌ اسحاق‌ خود دارای‌ چندین‌ تألیف‌ است‌ كه‌ در الفهرست‌ ابن‌الندیم‌ و طبقات‌ الاطباء ابن‌ ابی‌ اصیبعه‌ مذكور است‌. 

پ- ابویعقوب‌ اسحاق‌ بن‌ حنین‌ هم‌ مانند پدرش‌ در جرگه‌ی‌ فضلای‌ اطبّا و مترجمان‌ زبردست‌ بود كه‌ كتب‌ علمی‌ را از یونانی‌ و سریانی‌ به‌ عربی‌ نقل‌ می‌كرد؛ وی‌ نیز در خدمت‌ خلفا و اعیان‌ دولت‌ اسلامی‌روزگار می‌گذاشت‌ و آخر عمرش‌ فالج‌ شد و در ربیع‌الاخر سال‌ 298 ه. ق‌. در گذشت‌. 

ت- شاپور بن‌ سهل‌؛ در كتب‌ و تراجم‌ معتبر مثل‌ الفهرست‌ ابن‌ الندیم‌ او را به‌ عنوان‌ «صاحب‌» یعنی‌ رئیس‌ بیمارستان‌ جندی‌ شاپور نام‌ برده‌اند. وی‌ از ایرانیان‌ نژاده‌ی‌ مسیحی‌ مذهب‌ بود كه‌ بیشتر اوقات‌ شبانروزش‌ در بیمارستان‌ جندی‌ شاپور می‌گذشت‌ یعنی‌ به‌ اصطلاح‌ امروز «استاد تمام‌ وقت‌» بود. بعد از آنكه‌ اوضاع‌ جندی‌ شاپور تغییر كرد، او نیز داخل‌ حوزه‌ی‌ اسلامی ‌گردید و در دربار متوكّل‌ عباسی‌ (232-248) از اطبّای‌ مخصوص‌ مقّرب‌ بود. از مؤلّفات‌ معروفش‌ كتاب‌ «قرابادین‌» طبّی‌ است‌، از كتب‌ درسی‌ بیمارستان‌ جندی‌ شاپور كه‌ در خارج‌ آن‌ حوزه‌ نیز مابین‌ اطبّا و در بیمارستانها شهرت‌ داشته‌ و مورد عمل‌ و اتّباع‌ بوده‌ است‌. كتابی‌ هم‌ در مضّار و منافع‌ اغذیه‌ و اطعمه‌ تألیف‌ كرده‌ بود كه‌ از روی‌ آن‌ درس‌ می‌خوانده‌ و به‌ نوشته‌های‌ آن‌ عمل‌ می‌كرده‌اند. وفاتش‌ در ذی‌الحّجه‌ سال‌ 255 ه .ق‌ واقع‌ شد. 

ث- ابوزكریا یوحنّا بن‌ ماسویه‌ - او نیز از فضلای‌ اطبّای‌ جندی‌ شاپور است‌ كه‌ بعداً درخدمت‌ خلفای‌ اسلامی‌داخل‌ شد و در دربار مأمون‌ و معتصم‌ و واثق‌ و متوكّل‌، از اطبّای‌ مخصوص‌ مورد وثوق‌ و اطمینان‌ بود و كمال‌ حرمت‌ و عزّت‌ از وی‌ نگاه‌ می‌داشتند. وفاتش‌ در سامره‌ جمادی‌الاخر سنه‌ی‌ 243 ق‌. اتفاق‌ افتاد. 

ج- عیسی‌ بن‌ صهار بُخت‌ (= چهار بُخت‌) جندی‌ شاپوری‌ از شاگردان‌ جرجیس‌ بن‌ بختیشوع‌ بود كه‌ در مدرسه‌ و بیمارستان‌ جندی‌ شاپور سمت‌ معلّمی ‌و پزشكی‌ داشت‌. 

چ- كنگه‌ هندی‌ (= كانگا) از جمله‌ اطّبا و مترجمان‌ هندی‌ است‌ كه‌ زبان‌ پهلوی‌ را هم‌ خوب‌ می‌دانست‌ و ابتدا در جندی‌ شاپور خدمت‌ می‌كرد و بعداً به‌ بغداد آمد و داخل‌ خدمت‌ خلفای‌ اسلامی‌گردید. كنگه‌ كتبی‌ در طبّ و روانشناسی‌ از هندی‌ به‌ پهلوی‌ ترجمه‌ كرد كه‌ بعداً ترجمه‌های‌ پهلوی‌ او به‌ عربی‌ نقل‌ شد و نیز خود او هم‌ در قلمرو حوزه‌ی‌ اسلام‌ با عربی‌ آشنا شد 

چندان‌ كه‌ كتبی‌ را مستقیماً از هندی‌ به‌ عربی‌ ترجمه‌ كرد. امّا غالباً در ترجمه‌های‌ عربی‌ از فضلای‌ عربیدان‌ كمك‌ و همدست‌ داشت‌؛ به‌ این‌ معنی‌ كه‌ وی‌ مطالب‌ را املاء می‌كرد و دیگران‌ آن‌ را به‌ عربی‌ نقل‌ می‌كردند. از جمله‌ی‌ آثارش‌ «كتاب‌ السموم‌» است‌ كه‌ تألیف‌ اصلیش‌ از «شاناق‌» هندی‌ است‌. كنگه‌ آن‌ را از هندی‌ به‌ پهلوی‌ ترجمه‌ كرد و همین‌ ترجمه‌ی‌ پهلوی‌ مدّتی‌ مدید از كتب‌ درسی‌ مدرسه‌ی‌ جندی‌ شاپور بود و بعداً آن‌ را عبّاس‌ بن‌ سعید جوهری‌ برا مأمون‌ عبّاسی‌ به‌ عربی‌ نقل‌ كرد؛ و از جمله‌ تراجم‌ عربی‌ او زیج‌ سدهانت‌ است‌ كه‌ آن‌ را زیج‌ سند هند می‌گویند. این‌ زیج‌ را كه‌ مثل‌ « زیج‌ شهریار » ایرانی‌ مدّت‌ زمانی‌ - قدر مسلّم‌ تا عهد مأمون‌ عباسی‌ (218-198) مورد عمل‌ و اتّباع‌ علمای‌ اسلام‌ بوده‌ است‌. كنگه‌ با كمك‌ بعضی‌ علمای‌ عربیدان‌ ایرانی‌ الاصل‌ از هندی‌ به‌ عربی‌ نقل‌ كرد و جمعی‌ از مورّخان‌ قدیم‌ این‌ عمل‌ را به‌ عهد منصور دوم‌ - خلیفه‌ی‌ عباسی‌ (136-158) مربوط‌ دانسته‌ و گفته‌اند كه‌ آن‌ كار به‌ دستور منصور در حدود سال‌ 154 ق‌ انجام‌ گرفت‌.


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 97


نویسنده
نویسنده : اکبری
تاریخ : [یکشنبه 01 مرداد 1391 ] [ 3:37]
تاریخ

رياضيات  سرشار  از  زيبايی  است  و اگر  کسی  دلبسته ی  آن  زِيبايی ها  شود ، هر گز از آن دل نمی  کند. خاطره ای  را از آموزگاری  بخاطر  می آورم .او از  شاگردش  می گفت : نمی  دانم  با او چه کنم.نه محبت  و گذشت  سرش  می  شود ، نه تنبيه  و تهديد! من تعجب کردم  از اين  که معلم  رياضی  در برخورد با  دانش آموز  تنها  دو حالت را در نظر می گيرد. حالت گذشت  و محبت  يا  تهديد .معلم  رياضی  بايد همه ی گونه های  ممکن را در نظر  بگيرد.يکی  از حالت ها اين است  که وقت صرف کند   تا دريابد شاگردش چقدر  رياضی می  داند؟ و درست از همان جايی  شروع کند که او احتياج دارد و  به  تدريج جلو برود.اين گونه  است  که راهی برای  پيشرفت دانش  آموز  پيدا  می  شود...

برای  ايجاد  خلاقيت  رياضی ،  بايد  بدانيم از کجا  شروع کنيم . نه  ابزار  و وسيله ای  لازم  است و نه  سابقه ی  ذهنی.تنها  چيزی  که لازم  است   اين  است  که  فرد  خود را  برای  درک  مطالب آماده  کند. مطالبی  که  به واقع  برای هر انسانی  قابل  فهم  است .

رياضيات  منطقی  است . دليل  بر  اين  نيست که  زيبا  نيست . دليل  بر  اين  نيست که  با هنر  خيلی  فاصله  دارد. اگر هنر  به درون  آدم می  نگرد، رياضيات  هم به درون آدم  توجه می  کند.اگر دانش  به ماهيت اجسام توجه می کند، رياضيات هم به ماهيت توجه می کند ، برای  دانش  و هنر  يک اختلاف جدی  قايل  هستند و می  گويند دانش همه چيز  را خرد می کند  و جز ء به جزء بررسی می کند. هنر  همه چيز را در کل می  بيند. رِيا ضيات دارای  هر دو جنبه  است ، يعنی هم  در کل  مسايل  را  می  بيند  هم خرد  می کند  و جز  به جز  می  بيند ، بنابراين هم هنر  است  هم دانش .برای  خلاقيت اول ببينيم   چه مقدماتی  لازم است ، اين  مقدمات صرف دقت  و تلاش است و ديگر هيچ. تنها تلاش  لازم است ، در زمانی که کوشش می  شود انديشه ی جوان ها  را به مسايل مختلف ، منحرف کنند، خيلی دشوار  است  که از ايشان بخواهيم تلاش  کنند و در زمينه ی  رياضيات کار خلاق  داشته باشند.از آن جا بخواهيم انديشه  هايشان را متمرکز کنند، در حالی  که همه جا  صحبت  از  فوتبال  و ورزش  است؟  من با  ورزش  دشمن  نيستم، اما  ورزشی که  سالم  باشد.ورزشی  که برای  سلامتی  مفيد  باشد  و نه  برخی  از  ورزش  ها مانند  هالتر  و کشتی  و بوکس  و برخی  از  ورزش های  رزمی  و حتا  تا حدی  فوتبال .از جوان  امروزی می پرسید در سال 1964 در فلان تیم اسپانیا ،در فلان روز چه کسی اولین گل را زد ؟فوری جواب شما را می دهد .اما اگر از او بپرسید ابوریحان بیرونی که بود و چه کرد،چیزی نمی داند.نظام سرمایه داری می خواهد جوانان کشور منحرف باشند.

ولی در کشور ما و کشورهای دیگر جهان سوم چه؟علاوه بر تلویزیون ،رادیو و وسایل سرگرم کننده دیگر که حالا  رایانه هم به آن اضافه شده،ورزش هم یکی از گرفتاریهاست .کسی که می خواهد در ریاضیات خلاق باشد باید وقت صرف کند.بدون صرف وقت ممکن نیست به جایی برسد .این اولین و آخرین شرط است .هیچ شرط دیگری نداریم . اما چه کسی می تواند تضمین کند که خلاقیت به ویژه خلاقیت ریاضی در جوان وجود دارد ؟یاد آوری می کنیم که خلاقیت جنبه های مختلفی دارد .شاخه ای از خلاقیت تنها در حل مساله است. در دنیا و یا در ایران هم ،آدم هایی هستند که کارشان تنها حل مساله است و کسانی در حل مساله ها گیر می کنند به آن ها مراجعه می کنند .اما اگر از این افراد بخوا هید قضیه ای را به قضیه های ریاضی اضافه کنند ، نمی توانند . برخی  هم  تلاش و خلاقيتشان در ترجمه است .چند کتاب می خوانند به  اصطلاح می گويند موسيقی دان  تنها  کارش اين نيست که آهنگ سازی کند ، آن که خوب هم  اجرا می کند ، خلاق  است.هم  ساختن آهنگ و هم اجرای خوب  هر دو  جزء خلاقيت است و اگر  خلاقيت  را به  اين معناهای مختلف بگيريم همه ی  آدم ها ، بی  استثنا ، همه ی  دانش آموزان  ما خلاق  هستند ، منتها  برای خلاقيت شرط هایی لازم  است :اولين  شرط  اين است  که به کار گروهی عادت کرده باشيم .در مدارس بچه ها  را  به کار گروهی عادت نمی  دهيم .روی کار انفرادی تکيه  می کنيم.

برای دانش آموز  بطور انفرادی  معلم می گيريم ، معلم سرخونه ، معلم خصوصی ، در سده های 17  و 18 ، شاهزاده های  اروپايی ، کسرشانشان بود که به مدرسه  بروند و برایشان معلم خصوصی می گرفتند.حالا خدا را شکر همه ی بچه های  ما  شاهزاده شده اند.همه معلم خصوصی می خواهند. پس مدرسه و معلم سرکلاس  برای  چيست ؟ در مدرسه  است که همه چير را بايد فهميد و همه چيز را بايد  ياد گرفت.  اين کارگروهی به معنای  اين است که دانش  آموز  عادت  کند  با هم  شاگردی هايش  همکاری  کند. بدون همکاری  با هم  ديگر  نه تنها  کار مربوط به مدرسه  دچار زحمت  می  شود  بلکه در مجموعه ی  مسایل زندگی و جامعه هم گرفتاری پيدا می شود . این جا داستانی از دوران معلمی  خود  نقل می  کنم. در  سال 1326 در يکی  از مدرسه های  تهران درس  می دادم،در سالی  که خودم  دانشجو  بودم.يک ماه سر کلاس  رفتم و  سعی کردم در اين  یک ماه  شاگردها را بشناسم .بعد شاگردها را به گروه های  سه نفری  دسته بندی  کردم  به اين قرار : يک شاگرد خوب يعنی  درس  خوان ، يک  شاگرد متوسط و يک  شاگرد تنبل ، به آن ها توضيح دادم بعد از هر امتحانی  ورقه های  شما را جدا  تصحيح می کنم، ولی  نمره های  هر گروه را با هم  جمع و به  سه  تقسيم می  کنم و برای هر نفر آن  نمره  را به  حساب می آورم.صدای  شاگردهای خوب درآمد.آقا به من  چه ديگران درس  نمی خوانند؟

گفتم من اين جور می خواهم.اين ها باور نکردند که معلمی  اين قدر بی  منطق  باشد. سه ماهه ی  اول  همين کار را کردم، بچه ها ديدند  با معلم بی منطقی سروکار دارند.کسی که نمره ی 20 گرفته، به دليل اين که  دو نفر ديگر گروه يکی 10 گرفته و ديگری  سه ، نمره ی  هر سه نفر 11 شده  است. اين گونه بود که  افتادند به جان هم . اولين بار در کريدور مدرسه ،شاگردی دنبال  شاگرد  ديگری می  دويد که تو را به خدا بيا  اين   قضيه  را ياد  بگير، تو پدره نمره من را در آوردی و من  فهميدم که به نتيجه ای که می  خواستم، رسيدم.اما باور نکنيد به آسانی از اين مهلکه  گذشتم. بيش  از همه مدير و مسوولين مدرسه و پدر و مادرها  پوست مرا کندند .از  سوی  آموزش  و پرورش  هم آمدند  و بازرسی  کردند،با  شاگردها،من و مدير مدرسه  صحبت کردند .اما از آن ها خاطرم  جمع  بود. تا بروند گزارش  بدهند و گزارش  به جايی  برسد  دستور  بيايد  و  سرانجام تصميم بگيرند و ابلاغ کنند ، سال گذشته است .اما پدر و مادرها  و مسوولين  مدرسه هميشه  بيخ گوشم  بودند، به هر حال شاگردها افتاده بودند به  جان  همديگر . خانه ی همديگر می  رفتند. آن موقع  ظهرها  دو  ساعت و نيم  تعطيل  بودند . ظهرها مدرسه می  ماندند، با هم درس  می  خواندند ، ثلث  دوم هم  به همين ترتيب عمل کردم .معدل کلاس کمی  بالا آمده  بود .برای  سه ماهه ی سوم ( چون در  آن مقطع  سه کلاس  وجود داشت  ، که آن دو  کلاس  ديگر  معلم های  ديگری  داشتند) ،  از معلم  های  ديگر  خواهش  کردم  سوال ها  را تعيين کنند. می خواستم  تحت تاثير سوال های خودم  قرار نگيرم.سوال ها از خارج  باشد  ببينم نتيجه  برای  شاگردهای من چگونه  است . سوال ها را آن ها  طرح کردند.امتحان کرديم و اين بار  يعنی سه ماهه ی آخر هر  نمره را به  صاحب ورقه ی خود  دادم ، معجزه اتفاق  افتاده بود معجزه ای  که ديگر  هرگز  در هيچ کلاسی نديِدم .کمترين نمره ی آن کلاس 5/15  بود . اما در آن  کلاس  شاگردی  بود که  رفوزه  شد. شاگردان  بسياری   بودند که تجديد  شدند،اما  در درس  هاس  ديگر ، چون  عادت کرده بودند درس  نخوانند .ولی  در درس  هندسه(هندسه از  درس  هاس  دشوار رياضی است )، شاگردهای  من  توانستند  با نمره هايی  بالاتر  از  5/15  قبول  شوند .اين نتيجه کار گروهی  است.

من اين آزمايش  را  تنها  برای  اين کردم  که  ببينم  نتيجه اش  چه می  شود.بايد  انديشيد و راه حل های  ديگری  پيدا کرد.درس  کلاس  از جمله رياضيات  برای  بالا بردن  شخصيت  دانش  آموز و اعتبار اجتماعی  او است ، اين  اعتبار و شخصيت اجتماعی  را از کجا بايد پیدا کند؟ تنها در کار گروهی ممکن  است .اين گونه  عادت  می  کند  با هم  شاگردی اش  کار کند  و عادت  می کند حرف  او را بشنود و مسايل  ديگری  را که ناشی از کار گروهی  است  بياموزد.توصيه ی  ديگر اين که  دفتر خاطره های علمی  داشته  باشيد ، کتابی را می  خوانيد که در آن مطلبی برايتان جالب  است آن  را یادداشت  کنيد  و تاريخ  بگذاريد  که از  کجا  نقل کرده ايد .گاه به گاه  به دفتر خاطراتتان  مراجعه کنيد .حرف معلم را می شنويد  ،خيلی چيز  جالبی گفته ، یا بر عکس چيزی که به مذاق شما  خوش نيامده ،آن را یادداشت  کنيد.بنويسيد  که خوشتان آمده يا خوشتان نيامده است .عادت کنيد  هر چه  می نويسيد  دقيق و درست  باشد.دوستی  داشتم که وقتی مساله ای  حل  می کرد( روی  چرک  نويس )؟، کارش  که تمام  می  شد  آن ها  را می  ريخت توی  سبد  آشغال ، يک مرتبه يادش  می آمد مساله ای  را اشتباهی  حل کرده ،در  سبد آشغال می گشت ،آن  را پيدا می  کرد می  آمد کاغذ را باز می  کرد آن  را خط می  زد  و اصلاحش  می  کرد،دوباره مچاله اش می کرد می انداخت   درون  سبد.ممکن  است به نظر  برسد  اين کار برای  چيست ؟ او نمی  خواست  مطلبی  نوشته باشد که نادرست  باشد ،حتا  اگر در  سبد زباله برود!

همه جا  می  خواست  مطلب  دقيق  و  درست  باشد.و اين يکی از آموزش های ریاضی است.در ریاضیات فرضیه نمی سازد يا یک مطلب درست است يا نادرست. اگر در ست است،ديگر فرضیه نمي سازد  اگر نادرست است بايد به کنار برود.

همه جا می خواست  مطلب  دقيق  و درست  باشد. و اين يکی  از آموزش  های  رياضی  است . در رياضيات فرضيه نمی  سازند  يا  يک مطلب درست  است یا نادرست. اگر درست  است ، ديگر فرضيه نيست  و اگر نادرست است  بايد کنار برود. به همين مناسبت می گويند در رياضی مجادله وجود ندارد.دو نفر  اگر با هم اختلاف  داشته باشند ، خيلی راحت  يا با شکل يا با فرمول و يا  استدلال رياضی، هم ديگر را قانع می  کنند.در بحث های فلسفی ، اجتماعی ، اجتماعی ، علوم انسانی ، به طور کلی  انواع  بحث  ها  پيش  می  آید، حتا در فيزيک ، شيمی ،بسته به نتيجه ی تجربه، ممکن است  بحث هایی وجود داشته باشد .ولی  در رياضی بحثی وجود ندارد.به همين  مناسبت لايب نيتس  يکی  از بزرگترين رياضی دان ها است ، دلش  می خواست فرمولی  جهانی  پيدا کند.آرزوی لايب نيتس  اين بود که دو  فيلسوف وقتی يکی  آن  سوی ميز و يکی  اين سوی  ميز می  نشيند، به جای  اين  که با هم  جدل کنند، با فرمول رياضی  بنويسند و به هم ديگر پاس  بدهند و نتيجه بگيرند که چه کسی درست می  گفته و هيچ جدلی نباشد ، هيچ  بحثی نباشد.متاسفانه نظر لایب نيتس درست  نبود .نمی  شد همه ی  همه مسايل جهانی  را در فرمول های  رياضی منظم  کرد. دليلش  هم روشن  است . موقعی  می شود اين فرمول را ساخت  که همه مردم جهان آماده  باشند. یعنی  هر آنچه که بايد کشف شود ، شده باشد. هنوز خيلی  مانده تا  همگان بيايند. اين مقدماتی برای خلاقيت  رياضی  بود . اما خلاقيت چه راه هایی دارد ، چگونه می  شود خلاقيت را به وجود آورد؟

توضيح دادم از هر کسی انتظار خاص  خودش را بايد داشت .هر کس در خودش ، در مرز خودش  ممکن است  خلاق باشد و تمام وقت جوانان  را تلويزيون ،رايانه  و ورزش  نگرفته باشد. اما خلاقيتی  که مد نظر ما است ، چيزی  که بشود احشاسش کرد  و درکش  کرد ، نيست.ن.عی  از خلاقيت  در مرحله های بالا اين است  که به کشف های جديدی، به قضيه های  جديدی  برسيم. ولی مگر می شود به خصوص در رياضی  به جايی  رسيد، بدون این که  پلکان قبلی را طی کرده باشيم. در بعضی مسایل، به ويژه مسايل مربوط به عددهای  طبيعی، گاهیی الهام وجود دارد. حتا هانری پوانکاره، که يکی  از  رياضی دانان بزرگ سده ی نوزدهم بود، به الهام اعتقاد داشت. نه تنها به الهام ، بلکه به اين اعتقاد داشت  که يک دفعه فکری  ناگهانی به آدم روی  می آورد که موجب می  شود همه چيز درباره ی  مساله ای برايش  روشن  شود.آيا برای  همه  اين وضع پيش می آید؟ اين برای هانری پوانکاره پيش می آید که تمام مقدمات رياضی  را می داند. برای  من پيش آمده  که روزهای متوالی  روی مطلبی  ذهنم مشغول بوده است ،بعد يک مرتبه از خواب بيدار شدم و ديدم در خواب مطلب را حل کردم، خوشحال شدم.گفتم خوب صبح آن را يادداشت می کنم.اما  صبح  از يادم رفته بود.از آن شب دطگر  يک کاغذ و قلم می گذاشتم پهلوی دستم. يک بار ديگر پيش آمد که همان موقع بيدار شدم ، چراغ را روشن کردم و مغز استراحت ندارد، مانند رایانه، در خواب هم کار روزانه را تعقيب می کند. به واقع تعبطر خواب  را از روی  اعمال روزانه  می شود پیدا کرد.اين است  که یک الهام  ناگهانی ،بر  اساس  اطلاعات  و آگاهی  های  قبلی  است . يکی ديگر از چيزهایی که برای خلاقيت در رياضی  لازم است تخيل است .درباره ی داويد هيلبرت (رياضی دانی که فاشطست ها او را کشتند.او در سال 1945 از زندان آزاد شد.اما چند روز بعد درگذشت)، يکی از بزرگترين رياضی دانان  نه در عصر خود  که در تمام اعصار  بود.روزی به او خبر دادند که فلان شاگردت  رياضيات را ترک کرد،و به شاعری  پرداخته  است . هيلبرت گفت :چه خوب ، تخطل اين شاگرد به اين اندازه نبود که بتواند رياضی دان شود، همان بهتر که شاعر شد. اين گفته نشان می  دهد که هيلبرت تخيل را چه قدر برای  رياضی لازم می داند. تخيل در مراحل اول  دبيرستان ، بيشتر برای شکل ها ، به ويژه هندسه فضايی  لازم است .ولی  در مراحل بالاتر  در همه جا. هر گونه کاری را که آدم در رياضی بخواهد انجام  دهد، تخطل برايش  لازم است.برمی گرديم  به حرف اولم. بيشتر از همه ی اين ها  ،کار مداوم و سخت .اما از دانش های  ديگر و از  هنر هم نبايد  غفلت کرد. يک  رياضی دان  خوب به شرطی  می تواند  رياضی  دان خوبباشد، که به تمام دانش  ها به حد معقول آشنا باشد.از هنر لذت ببرد ، در حد معقولش. کسی که يک بعدی  رياضی کار می کند حتا رياضی دان خوب نمی تواند  باشد. بايد جوان امروزی را عادت داد که تاريخ بداند. به ويژه تاريخ کشور خودش را. تاريخ علم کشور خود را بشناسد. بايد يک جوان را عادت داد ، رمان های کلاسيک  را بخواند .شعر بخواند و با دانش های  مختلف هم آشنا باشد. به هنری  که دوست دارد نقاشی ، مجسمه سازی  يا موسيقی هم بپردازد.بعد بقيه ی وقت خود را  صرف  رياضی کند.اما حالا می رسم به  مساله ای  اساسی : آيا همه اينها  با وضعی  که در کنکور ما هست عملی  است ؟ آيا کارگروهی ، تعاون اجتماعی  و به فکر  هم شاگردی خود بودن ، با کنکور موافق  است ؟ هر کسی  سعی  می کند  راه خودش را برای  خودش  نگه دارد.يک ميليون و نيم  داوطلب وجود دارد.اگر رشته حلبی سازی  را هم به حساب بياوريم ، یک صد و پنجاه هزار نفر می گيرند يعنی  ده به یک ، يک مسابقه ی وحشتناک.آن وقت شاگردان در رشته ای هم که می خواهند قبول نمی شوند و تست هم  جواب گوی  واد آدمی زاد نيست .تست را که لعنت بر بنياد گذارش باد ،آمريکايی ها درست کردند.حالا خود آن ها کنار رفتند و فهميدند که با تست نمی  شود کاری کرد، ولی ما رهايش نمی کنيم.در تست  می شود تاريخ پرسيد؟ از کاربرد رياضی پرسيد؟می شود  فلسفه ای ريضی پرسيد؟ حتا خود رياضيات هم و مفهوم های  رياضی را هم نمی شود  پرسيد!

ولی  ما از  تست استفاده می  کنيم  و با تست  قبولی  و ردی  می دهيم.همين امسال  جوانی که خوب  درس  خوانده بود و معتقد بود که  قبول می  شود  و حقش  هم بود ،در کنکور قبول  نشد  و خودکشی کرد. جواب اينها را چه کسی می  دهد؟ نمی گويم که يک مرتبه راه حلی  پيدا کنند که  کنکور محو  شود.کاری  است که کرده اند و ساليانی  به آن ادامه داده اند.نه آنگونه که چهار سال  پيش شروع کردند. پيش دانشگاهی را شروع کردند که کنکور  سبک شود، در واقع  يک کنکور به کنکورها  اضافه کردند، حالا برای  فوق ليسانس و دکترا هم کنکور گذاشته اند و آن هم  با تست ! حالا اميد داده اند  از سال 81 ديگر کنکور را به گونه ای  حل کنند. اما چه گونه، من نمی دانم!  علت اصلی تمام اين چيزها  اين است که تمام کارها  را می  خواهند پشت در اتاق های  در بسته  انجام دهند. اين معلمين رياضی چه کاره اند؟ انجمن های معلمين  رياضی چه کاره اند؟  چرا با آنها مشورت نمی کنند. چهار نفر می  نشيند در اتاق تصميم می گيرند فلان کار را بکنيم و این گونه مشکل را  حل می  کنند و مشکل هم حل نمی  شود.  مسايل ديگر جامعه هم  تا موقعی که در اتاق های  بسته  تصميم می گيرند،حل نمی شود. 

المپيادها حرکتی در جامعه ما بوجود آورده است .چون دانش آموزی که به اميد رفتن به المپياد است از ابتدا کوشش می کند  که مفاهيم را درک کند، اما متاسفانه تنها مفهوم های  نظری به تاريخ  رياضی و به  کاربرد رياضی و به فلسفه ی  رياضی هيچ توجهی ندارد. دختر خانمی  که در المپياد شرکت کرده بود و نمره ی خوبی  هم گرفته بود ، از هواپيما که پياده شد ، خبرنگار يکی  از کانال  های  تلويزيونی  ، فوری ميکروفون را گرفت  جلوی او و گفت  دخترم می دانی جمشيد کاشانی کيست ؟ گفت : نه . نمی دانم .خبرنگار گفت: اون عدد پی را کشف کرده . حالا از عدم آگاهی آن دختر خانم که بگذريم، جواب گوينده تلويزيون خيلی  مضحک بود.عدد پی قابل کشف نيست.عدد پی در تورات مقدارش تعيين شده : برابر با سه. از روی قديمی ترين  نوشته ای  که داريم و بعد از آن  شايد چند سال بعد، در مصر آن را 16/3  حساب کرده اند و عدد پی را نمی شود کشف کرد.  آن چه جمشيد کاشانی  انجام داد محاسبه  می گويند نه کشف . اطلاعات جوان های ما در زمينه ی تاريخ  رياضی اين گونه است  و اين بايد حل شود.بايد به گونه ای معلمان رياضی ما جرات کنند و در انجمن های معلمان  مطرح کنند. پشت سرهم به وزارت آموزش  و پرورش بنويسند که برای اين  کنکور  فکری بايد کرد!  دوم برنامه های رياضی دبيرستانی  بايد چنان باشد  که با تاريخ ، فلسفه و کاربرد رياضی همراه  باشد.در غير این صورت قابل پذيرش نيست . 

 

****

منبع : کتاب " خلاقيت و  رياضيات   "-برگرفته شده از  کتاب  خلاقيت در  رياضيات و مهندسی - گردآورنده  و مترجم : پرويز  شهرياری- ناشر : پژوهنده  -چاپ اول- 1380 -تيراژ 3100

 


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 102


نویسنده
نویسنده : اکبری
تاریخ : [یکشنبه 01 مرداد 1391 ] [ 3:36]
تاریخ
نویسنده
نویسنده : اکبری
تاریخ : [یکشنبه 01 مرداد 1391 ] [ 3:35]
تاریخ

بيش از دو هزار سال رياضيات به عنوان دانشی کامل، قطعی، شک ناپذير، دقيق و مطلق که حقايق جهان مادی را به دست می دهد، تصور می شد. اما بحران ها، پارادوکس ها و انديشه های زيادی در طول تاريخِ رياضيات اين ديدگاه را مشکوک ساخته اند و منجر به پيدايش جريانی فکری موسوم به فلسفه انسانگرايی در رياضيات شده اند...

رياضيات دانشی ايستا، کامل، بدون تغيير، و به طور مطلق صحيح نيست بلکه پديده ای اجتماعی- تاريخی- فرهنگی قلمداد می شود. چنان که پاتنام عقيده داشت، رياضيات يک علم شبه تجربی است که بر اساس احتياجات علوم و زندگی شکل می گيرد. به علاوه، چنان که لاکاتوش متذکر شده است، برهان های رياضی روی مفروضاتی بنا می شوند که توسط انسان های خطاپذير وضع شده اند و لذا قطعيت رياضی، به مفهوم مطلقش، نفی می شود. در واقع، دانش رياضی چه در برهان‌ها و چه در مفاهيم، قابل تجديد نظر است.


رياضيات يک عملکرد انسانی، يک پديده اجتماعی و بخشی از فرهنگ بشری است. اشياء رياضی شبيه پول، کارت دعوت و . . .، و احکام رياضی شبيه قانون، مذهب و . . . ، به عنوان موجودی در آگاهی اجتماعی ما هستند و لذا بدون انسان ها، رياضياتی وجود ندارد.

هستی و وجود اشياء رياضی نه از ماهيت بيرونی همچون صخره يا روح برخوردار است و نه از ماهيت درونی مثل انديشه‌های ذهنی. در واقع چنان که روبن هرش، فيلسوف رياضی امريکايی، معتقد است با رد اين دو ماهيت که بحث‌های متداول در هستی‌شناسی رياضی را به خود اختصاص داده‌اند، نوع سومی را می توان بر‌گزيد که بيشتر مورد بحث علومی چون انسان‌شناسی و جامعه شناسی‌اند. او می گويد ما بر اساس يک تربيت يا عادت، جهان را متشکل از ماده و ذهن می‌انگاريم. اما اين رده‌ها ناکافی‌اند، دقيقاً چنان‌ که چهار عنصر يونان باستان يعنی خاک، آب، آتش و هوا برای فيزيک جديد ناکافی است. هرش معتقد است که اشياء رياضی، موجوداتی اجتماعی‌‌اند و هستی و وجود آن‌ها به عنوان يک پديده اجتماعی از اين نوع سوم است.

رياضيات می‌تواند همچون علوم تجربی در نظر گرفته شود که با خطاها و اشتباه ها بوجود آمده و با تصحيح و بازسازی آنها پيشرفت می‌کند. رياضيات يک علم صددرصد درست نيست ولی برخلاف بسياری از حوزه‌های معرفت بشری، دانشی عاری از تناقض است. هيچ گاه در رياضيات نظريه‌ای را نمی‌يابيم که نقض‌کننده نظريه‌ای ديگر باشد. هندسه اقليدسی هنوز هم برقرار است (البته در سطح محدود زمينی) در حالی که فيزيک ارسطويی مدت‌ها پيش از بين رفته است. آيا اين ناشی از قطعيت و واقعيت بی‌چون و چرای رياضيات است و يا تنها در تلاش افرادی توجيه می‌شود که سعی کرده‌اند دانشی عاری از تناقض را شکل دهند؟

رياضيات واقعيتی مطلق و بی‌ترديد نيست که بر ما تحميل شده باشد. بر عکس، اين ما هستيم که ساختارهای رياضی خود را بر جهان منطبق می‌کنيم و در واقع تلاش می نماييم جنبه‌های مختلف فيزيکی و اجتماعی دنيای خود را در قالب اين الگوها توجيه کنيم. اما چگونه است که رياضيات تا اين اندازه، کاربردپذير است و قضايای محض رياضی که مدت‌ها پيش ايجاد شده‌اند، امروزه در توجيه پديده‌های اطراف ما به کار می‌آيند؟ هرش می‌گويد:

«رياضيات بخشی از فرهنگ و تاريخ بشری است که از ماهيت فيزيولوژيک ما و محيط‌های بيولوژيکی و فيزيکی ما سرچشمه گرفته‌ است. طرح‌های رياضی در کل به همان دليلی با جهان ما تطبيق می‌يابد که ريه‌های ما با اتمسفر جو زمين تطبيق می‌کند.»

رياضيات در تعاملات درونی يک جامعه شکل می‌گيرد و ريشه در فرهنگ و تاريخ آن جامعه دارد. اين جامعه می‌تواند جمع دو نفری من و شما و يا جامعه بزرگ بشری باشد. براساس تحقيقات باستان‌شناسی، زبان‌شناسی، ژنتيک و نژادشناسی، دو عمل شمردن و حرف‌زدن به عنوان آغازينه‌های بشری انگاشته شده‌اند. رياضيات نيز همچون زبان، يک محصول فرهنگی است. وقتی بشر به زندگی اجتماعی روی آورد، نياز او به ارتباط با همنوعانش، قراردادهای زبانی را به وجود آورد و رياضيات نيز در درون همين اجتماع‌های نوپای انسانی و در ارتباط با نياز او به غلبه بر محيط پيرامونش شکل گرفت. قوانين رياضی صرفاً قراردادهای اجتماعی‌اند که در درون آن جامعه، معنی می‌يابند و به قول ويتگنشتاين، مسأله صدق و کذب يک قضيه رياضی در جايی که آن مسأله مطرح می‌شود، قابل بررسی است. معمولاً قوانين معمولی حساب اعداد در جامعه فروشندگان صدق نمی‌کند. رياضيات انسان‌گرايانه، تلاش می‌کند تا قوانين ساختاری خود را منطبق بر شرايط فيزيکی، زيستی و فرهنگی موجود قرار دهد. در رياضيات انسان‌گرايانه، در الگوی ساختاری جمع اعداد، هميشه ۲+۲ برابر با ۴ نيست. گاهی اوقات، اين الگوی ساختاری ممکن است وقتی که يک فنجان شير را به يک فنجان ذرت بوداده اضافه می‌کنيم، به کار رود که در اين صورت ديگر ۱+۱ برابر با ۲ نيست، چرا که ذرت‌ها، شير را در خود جذب می‌کنند و حاصل نه دو ليوان بلکه کمتر از دو ليوان است. اين الگو ممکن است در زيست‌شناسی (توليدمثل حيوانات) به کار برده شود، در آن‌جا شايد ۲+۲ بيشتر شبيه ۶ باشد تا ۴. همچنين با محاسبات معمولی نمی‌توان قيمت يک تريليون بشکه نفت را با دانستن قيمت يک بيليون بشکه نفت حساب کرد چرا که الگوی جمع در اينجا در مورد ذخيره‌ای بکار می‌رود که در حال کاهش است و قيمت‌ها متناسب با تقاضا بالا می‌رود و ثابت نمی‌ماند

-------------------------


انسان‌گرايی در فلسفه رياضيات تلاش می‌کند تا با قراردادن رياضيات به عنوان يک محصول فرهنگی که حاصل تعاملات زندگی بشر از گذشته تا حال بوده است رياضيات جهانی را همچون يک زبان جهانی مثل زبان انگليسی، جلوه دهد که در يک توافق سطح بالای اجتماعی در ميان انسان‌ها صورت گرفته و توانسته است نقش خود را در پيشرفت جامعه بشری به خوبی ايفا کند ولی اين نقش در جامعه ما زمانی آشکارتر می‌شود که بتوانيم رياضياتی متناسب با نيازهای جامعه خود داشته باشيم، رياضياتی که می‌توان آن را همچون گويش‌های محلی در برابر زبان جهانی توصيف کرد.




مراجع:

اعتماد، شاپور، ديدگاه ها و برهان ها (مجموعه مقالات)، نشر مرکز، تهران، ۱۳۷۵.
صال مصلحيان، محمد، فلسفه رياضی، واژگان خرد، مشهد، ۱۳۸۴.

۳. Davis, P. J. and Hersh, R., The Mathematical Experience, Birkhauser, ۱۹۸۱.

۴. Ernest, Paul, Social constructivism as a philosophy of mathematics, Albany, NY: State University of New York Press, ۱۹۹۸.

۵. Hersh, R., What is Mathematics, Really?, Oxford Univ. Press, ۱۹۹۹


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 124


نویسنده
نویسنده : اکبری
تاریخ : [یکشنبه 01 مرداد 1391 ] [ 3:33]
تاریخ


حکیم عمر خیام (خیامی) در سال 439 هجری (1048 میلادی) در شهر نیشابور و در زمانی به دنیا آمد که ترکان سلجوقیان بر خراسان، ناحیه ای وسیع در شرق ایران، تسلط داشتند. وی در زادگاه خویش به آموختن علم پرداخت و نزد عالمان و استادان برجسته آن شهر از جمله امام موفق نیشابوری علوم زمانه خویش را فراگرفت و چنانکه گفته اند بسیار جوان بود که در فلسفه و ریاضیات تبحر یافت...

تلاشها

خیام در سال 461 هجری به قصد سمرقند، نیشابور را ترک کرد و در آنجا تحت حمایت ابوطاهر عبدالرحمن بن احمد , قاضی القضات سمرقند اثربرجسته خودرادر جبر تألیف کرد. خیام سپس به اصفهان رفت و مدت 18 سال در آنجا اقامت گزید و با حمایت ملک شاه سلجوقی و وزیرش نظام الملک، به همراه جمعی از دانشمندان و ریاضیدانان معروف زمانه خود، در رصد خانه ای که به دستور ملکشاه تأسیس شده بود، به انجام تحقیقات نجومی پرداخت. حاصل این تحقیقات اصلاح تقویم رایج در آن زمان و تنظیم تقویم جلالی (لقب سلطان ملکشاه سلجوقی) بود. در تقویم جلالی، سال شمسی تقریباً برابر با 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 45 ثانیه است. سال دوازده ماه دارد 6 ماه نخست هر ماه 31 روز و 5 ماه بعد هر ماه 30 روز و ماه آخر 29 روز است هر چهارسال، یکسال را کبیسه می خوانند که ماه آخر آن 30 روز است و آن سال 366 روز است هر چهار سال، یکسال را کبیسه می خوانند که ماه آخر آن 30 روز است و آن سال 366 روز می شود در تقویم جلالی هر پنج هزار سال یک روز اختلاف زمان وجود دارد در صورتیکه در تقویم گریگوری هر ده هزار سال سه روز اشتباه دارد. 

بازگشت به خراسان

بعد از کشته شدن نظام الملک و سپس ملکشاه، در میان فرزندان ملکشاه بر سر تصاحب سلطنت اختلاف افتاد. به دلیل آشوب ها و درگیری های ناشی از این امر، مسائل علمی و فرهنگی که قبلا از اهمیت خاصی برخوردار بود به فراموشی سپرده شد. عدم توجه به امور علمی و دانشمندان و رصدخانه، خیام را بر آن داشت که اصفهان را به قصد خراسان ترک کند. وی باقی عمر خویش را در شهرهای مهم خراسان به ویژه نیشابور و مرو که پایتخت فرمانروائی سنجر (پسر سوم ملکشاه) بود، گذراند. در آن زمان مرو یکی از مراکز مهم علمی و فرهنگی دنیا به شمار می رفت و دانشمندان زیادی در آن حضور داشتند. بیشتر کارهای علمی خیام پس از مراجعت از اصفهان در این شهر جامه عمل به خود گرفت. 

خیام و علم ریاضیات

دستاوردهای علمی خیام برای جامعه بشری متعدد و بسیار درخور توجه بوده است. وی برای نخستین بار در تاریخ ریاضی به نحو تحسین برانگیزی معادله های درجه اول تا سوم را دسته بندی کرد، و سپس با استفاده از ترسیمات هندسی مبتنی بر مقاطع مخروطی توانست برای تمامی آنها راه حلی کلی ارائه کند. وی برای معادله های درجه دوم هم از راه حلی هندسی و هم از راه حل عددی استفاده کرد، اما برای معادلات درجه سوم تنها ترسیمات هندسی را به کار برد؛ و بدین ترتیب توانست برای اغلب آنها راه حلی بیابد و در مواردی امکان وجود دو جواب را بررسی کند. اشکال کار در این بود که به دلیل تعریف نشدن اعداد منفی در آن زمان، خیام به جوابهای منفی معادله توجه نمی کرد و به سادگی از کنار امکان وجود سه جواب برای معادله درجه سوم رد می شد. با این همه تقریبا چهار قرن قبل از دکارت توانست به یکی از مهمترین دستاوردهای بشری در تاریخ جبر بلکه علوم دست یابد و راه حلی را که دکارت بعدها (به صورت کاملتر) بیان کرد، پیش نهد. خیام همچنین توانست با موفقیت تعریف عدد را به عنوان کمیتی پیوسته به دست دهد و در واقع برای نخستین بار عدد مثبت حقیقی را تعریف کند و سرانجام به این حکم برسد که هیچ کمیتی، مرکب از جزء های تقسیم ناپذیر نیست و از نظر ریاضی، می توان هر مقداری را به بی نهایت بخش تقسیم کرد. همچنین خیام ضمن جستجوی راهی برای اثبات "اصل توازی" (اصل پنجم مقاله اول اصول اقلیدس) در کتاب شرح ما اشکل من مصادرات کتاب اقلیدس (شرح اصول مشکل آفرین کتاب اقلیدس)، مبتکر مفهوم عمیقی در هندسه شد. در تلاش برای اثبات این اصل، خیام گزاره هایی را بیان کرد که کاملا مطابق گزاره هایی بود که چند قرن بعد توسط والیس و ساکری ریاضیدانان اروپایی بیان شد و راه را برای ظهور هندسه های نااقلیدسی در قرن نوزدهم هموار کرد. بسیاری را عقیده بر این است که مثلث حسابی پاسکال را باید مثلث حسابی خیام نامید و برخی پا را از این هم فراتر گذاشتند و معتقدند، دو جمله ای نیوتن را باید دو جمله ای خیام نامید. البته گفته می شودبیشتر از این دستور نیوتن و قانون تشکیل ضریب بسط دو جمله ای را چه جمشید کاشانی و چه نصیرالدین توسی ضمن بررسی قانون های مربوط به ریشه گرفتن از عددها آورده اند. 

خیام و علوم دیگر

استعداد شگرف خیام سبب شد که وی در زمینه های دیگری از دانش بشری نیز دستاوردهایی داشته باشد. از وی رساله های کوتاهی در زمینه هایی چون مکانیک، هیدرواستاتیک، هواشناسی، نظریه موسیقی و غیره نیز بر جای مانده است. اخیراً نیز تحقیقاتی در مورد فعالیت خیام در زمینه هندسه تزئینی انجام شده است که ارتباط او را با ساخت گنبد شمالی مسجد جامع اصفهان تأئید می کند. تاریخنگاران و دانشمندان هم عصر خیام و کسانی که پس از او آمدند جملگی بر استادی وی در فلسفه اذعان داشته اند، تا آنجا که گاه وی را حکیم دوران و ابن سینای زمان شمرده اند. آثار فلسفی موجود خیام به چند رساله کوتاه اما عمیق و پربار محدود می شود. آخرین رساله فلسفی خیام مبین گرایش های عرفانی اوست. اما گذشته از همه اینها، بیشترین شهرت خیام در طی دو قرن اخیر در جهان به دلیل رباعیات اوست که نخستین بار توسط فیتزجرالد به انگلیسی ترجمه و در دسترس جهانیان قرار گرفت و نام او را در ردیف چهار شاعر بزرگ جهان یعنی هومر، شکسپیر، دانته و گوته قرار داد. رباعیات خیام به دلیل ترجمه بسیار آزاد (و گاه اشتباه) از شعر او موجب سوء تعبیرهای بعضاً غیر قابل قبولی از شخصیت وی شده است. این رباعیات بحث و اختلاف نظر میان تحلیلگران اندیشه خیام را شدت بخشیده است. برخی برای بیان اندیشه او تنها به ظاهر رباعیات او بسنده می کنند، در حالی که برخی دیگر بر این اعتقادند که اندیشه های واقعی خیام عمیق تر از آن است که صرفا با تفسیر ظاهری شعر او قابل بیان باشد. خیام پس از عمری پربار سرانجام در سال 517 هجری (طبق گفته اغلب منابع) در موطن خویش نیشابور درگذشت و با مرگ او یکی از درخشان ترین صفحات تاریخ اندیشه در ایران بسته شد.


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 240


نویسنده
نویسنده : اکبری
تاریخ : [یکشنبه 01 مرداد 1391 ] [ 3:29]
تاریخ
آخرین مطالب ارسالی
پاسخ تشریحی ادبیات کنکور 96 تاریخ : دوشنبه 19 تیر 1396
بسته ی پوستر اعداد 1 تا 10 تاریخ : جمعه 25 فروردین 1396
حل تمرین فصل اول ریاضی هشتم تاریخ : چهارشنبه 19 آبان 1395
حل تمرین فصل دوم ریاضی هشتم تاریخ : چهارشنبه 19 آبان 1395
حل تمرین فصل سوم ریاضی هشتم تاریخ : چهارشنبه 19 آبان 1395
حل تمرین فصل چهارم ریاضی هشتم تاریخ : چهارشنبه 19 آبان 1395
حل تمرین فصل پنجم ریاضی هشتم تاریخ : چهارشنبه 19 آبان 1395
تکلیف هفته اول مهر ماه سوم دبستان تاریخ : پنجشنبه 08 مهر 1395
تکلیف هفته دوم مهرماه سوم دبستان تاریخ : چهارشنبه 07 مهر 1395
تکلیف هفته سوم مهر ماه سوم دبستان تاریخ : سه شنبه 06 مهر 1395
صفحات سایت
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
http://up.riazitehran.ir/view/2688382/tabligh%20vid.jpg







user
progress عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

progress فراموشی رمز عبور؟

progress عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 140
کل نظرات کل نظرات : 0
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 2
تعداد اعضا تعداد اعضا : 17

کاربران آنلاین کاربران آنلاین

آمار بازدید آمار بازدید
بازدید امروز بازدید امروز : 269
باردید دیروز باردید دیروز : 143
ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 1
ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 8
بازدید هفته بازدید هفته : 412
بازدید ماه بازدید ماه : 2,135
بازدید سال بازدید سال : 22,799
بازدید کلی بازدید کلی : 98,734

اطلاعات شما اطلاعات شما
آِ ی پیآِ ی پی : 54.198.206.235
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
RSS

Powered By
Rozblog.Com
Translate : RojPix.ir